X
تبلیغات
نماشا
رایتل
روز دیدار - دلتنگی ها

دلتنگی ها

عاشقانه

یادم هست !‌

آن روز خورشید میل رفتن نداشت و بهار پر بود از شوق بوسیدن گل

در دور دست شقایقی گلبرگهایش را به دست باد می سپرد

تکه قلبی در مشت پای در راه نهادم ،‌

ناگهان باد وزید

گرمی آغوشی ، موج یک دیدار ، نرمی یک بوسه شاید در وجودم پیچید

و من آن آینه دیدم

که تو آن معجزه ی سبز زمینی که رسولان عشق بشارت دادند

گم شدم گویی

در پیچش باد  ،‌ در بهشتی دور  

مشتم را گشودم

خالی بود ...

 

+نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1387ساعت09:15 ق.ظتوسط پریا | نظرات (2)

نظرات (2) نظرات (2)