X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
گوش به زنگ - دلتنگی ها

دلتنگی ها

عاشقانه

می ترسم از صدا که صدا عاشقت شود

این سوت کوچه گرد رها عاشقت شود

گفتم به باد بگویم تو را ...نه...ترسیدم

این گرد باد  سر به هوا عاشقت شود

پوشیده ای سفید،کجا سبز من؟ نکند

نار و ترنج باغ صفا عاشقت شود

بگذار دل به دل غنچه ها ولی نگذار

پروانه های خانه ما عاشقت شود

بالا نگاه نکن آفتاب لایق نیست

می ترسم آن بلند بالا عاشقت شود

مال منی تو،چنان مال من که می ترسم

حتی خدا نکرده خدا عاشقت شود

خورشید قصه ی مادر بزرگ یادت هست؟

خورشیدمی تو ،ماه چرا عاشقت شود

وقتی نشسته اینهمه خاک به پای غمت

باز این گدای بی سر و پا عاشقت شود؟

عمری است گوش به زنگم، چرا؟...که نگذارم

حتی درنگ ثانیه ها عاشقت شود

 

این شعر اوست،خود او،بعمد نا موزون

تا تو ،توی مخاطب او عاشقش نشوی

 

شاعر :‌محمد حسین بهرامیان

+نوشته شده در شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387ساعت08:02 ق.ظتوسط پریا | نظرات (10)

نظرات (10) نظرات (10)