X
تبلیغات
نماشا
رایتل
فقط چند روز دیگر تحمل کن دل بیتابم - دلتنگی ها

دلتنگی ها

عاشقانه

   

 

                                                    

قول می دهم اینبار که دیدمش ، از پرواز شاپرکها برایش بگویم و از بیقراری های دل بیتابم.

قول می دهم تا چشمانم از شوق دیدارش نبارند و صدایم در لحظه ی سکوت بی کرانش نلرزد.

قول می دهم شِکوه نکنم از اندوه قلبم ، از نگاه بارانیم ، از دستان تهیم ، از سینه ی سرشار از عشقم.

دیشب در خلوت محکوم به بی تو بودنم تصمیمی گرفتم ،

یکی از همین شبها بقچه ی تنهاییم را می بندم و می زنم به خلوت جاده ...

آخر می خواهم تا زمان زنده است ، تا فاصله دست یافتنی ست ، دستت را در دستانم بگیرم .

آخر می ترسم برسد روزی که نگاهم از چشمانت کوتاه گردد و افسوس زمانه گریبانگیرم شود .

مگر من با زمانه چه کرده بودم که چنین گرفتار زمینم کرد ؟

کاش خداوند لطفی به من کند ... تو را که به من نداد ، لااقل آرزوی با تو بودن را از من نگیرد .

راستی ...

دیروز در دلم جراحتی یافتم به اندازه فاصله ام تا تو

                                   به نزدیکم بیا تا مرحم زخمم باشی ....

+نوشته شده در سه‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1387ساعت12:22 ب.ظتوسط پریا | نظرات (19)

نظرات (19) نظرات (19)