X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
اشتباه - دلتنگی ها

دلتنگی ها

عاشقانه

اشتباه اول من و تو یک نگاه بود

عشق ما از اولین نگاه اشتباه بود

گر چه باورت نمی شود ولی حقیقتی است

اینکه کلبه ی من از غم تو روبراه بود

 می دویدم و میان کوچه جار می زدم

های های گریه بود و اشک و درد و آه بود

گاه گریه می شدیم گاه خنده مثل شوق

 این هم از تب همان نگاه گاه گاه بود

جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سیب

سیب بی گمان در آن میانه بی گناه بود

هر کجای شب که مثل سایه پرسه می زدیم

ردی از عبورسرد آفتاب و ماه بود

آفتاب من تویی و ماه من بگو چرا

با حضور آفتاب روز من سیاه بود

اهل شکوه نیستم وگرنه آنهمه غروب

بر غریبی من و تو بهترین گواه بود

زیر چتر سایه ی تو خیس گریه می شوم

مثل آن زمان که دل هنوز سربراه بود

هرچه می دوم به انتهای خود نمی رسم

مانده ام کجا ، کجای کار اشتباه بود

+نوشته شده در سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1387ساعت08:01 ق.ظتوسط پریا | نظرات (10)

نظرات (10) نظرات (10)