X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پس از تو - دلتنگی ها

دلتنگی ها

عاشقانه

تو هیچ پرسیدی از خود که پس از تو ...

تابوت عشقم بر کدامین شانه ها خواهد رقصید ؟

چه کسی قطره اشکی نثار پژمردگی قلبم خواهد کرد ؟

کدامین دست اشکهای بی پایانم را خواهد چید ؟

سیب خنده ی کدامین باغ بر لبانم خواهد نشست ؟

*

هیچ می دانی پس از تو ...

لبخند افسانه ای است پیچیده در شگفتی زمان

اشک همراهِ همواره ی بی زمان و مکان

افسوس و آه و فغان حرف  اول و آخر تنهایی های من

*

نیستی تا ببینی پس از تو ...

اسیر اتاق تنهاییم شدم

دیوارها به سویم خزیدند و

خانه ی قلبم بی تو چه تنگ شد

به انتظار نگاهی ، کلامی، دیداری

یا حتی قاصدکی با بالهای شکسته از جانب تو

گلهای دامنم را به اشک چشمانم آب می دهم

خیالم همه آسمانی شده است

دلم می خواهد بروم

شاید از  آن بالاها بتوانم هر روز ببینمت ...

*

تو بگو ... 

کدامین طوفان ، چنین سنگ دل زورق جانم شکست ... ؟

+نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1387ساعت12:55 ب.ظتوسط پریا | نظرات (25)

نظرات (25) نظرات (25)